وقتی استرس داری متن زیرو بخون و طبق اون عمل کن …

نمی دونم الان چه حالی داری، شاید فشارت بالا رفته باشه، شاید قلبت داره از سینه ت بیرون می زنه یا شایدم مدام مثل گنجشک این طرفو اون طرف میری.
هر حالی که داری بدون داری شدیدا به جسم و روحت صدمه می زنی،
آدم عاقلم خودش به خودش آسیب نمیزنه،
ازون جایی که می دونم می خوای بگی استرس من انقدر شدید هست که به این راحتی ازش خلاص نمیشم بهت یه تخفیفی میدم.
برای خودت وقت بگیر از همین الان “فقط یک ربع” بشین به فکر مزاحمی که مثل زنبور داره مختو سوراخ می کنه فکر کن.
بعد یک ربع، زود از جات بلند شو و اون محلی که داشتی فکرای بد می کردی رو ترک کن.
حالا هر کاری که میگم مو به مو انجام بده و همه ی شرایطو فراهم کن تا راحت شی:
برو یه جایی که همیشه بهت آرامش میده، یه آهنگ آروم بزار،
۳ تا نفس عمیق بکش(فکر کن تو شکمت یه بادکنک هست با بینی بادش کن با دهان بادشو خالی کن)،
حالا نوبت اینه که دراز بکشی، البته هر طور راحتی می تونی بشینی و به تک تک اعضای بدنت هر کدوم ۵ ثانیه فکر کنی(ابرو، چشم، فک، گردن، شانه، دست ها، قفسه ی سینه، شکم، لگن، ران پا، ساق پا)،
ترتیب مهم نیست، نمی خوام با فکر کردن به ترتیبش استرست بیشتر شه فقط همه رو انجام بده.
دفعه اول شاید لازم باشه از رو برگه نگاه کنی، اما دفعات بعد دستت میاد، باید چی کار کنی و اون موقع ست که تاثیرشو با تمام وجود احساس می کنی.
حین اینکه داری به عضلاتت فکر می کنی به خودت بگو مثلا عضلات دستم داره آروم و آروم تر میشه، احساس سنگینی می کنم، تو دستم هیچ فشاری رو احساس نمی کنم…
جملات بالا رو برای هر کدوم از اعضای بدنت استفاده کن.
یه اسکن یه دقیقه ای از بدنت بگیر.
اگه گفتی اسکن چیه؟
یعنی تو یه دقیقه هر سفتی ای که هنوز تو بدنت هست از بین ببری و عضلاتتو تا جایی که میتونی شل کنی .
حالا که احساس آرامش می کنی می خوام یه سوال از خودت بپرسی،
آیا این بدترین اتفاقیه که تا حالا برام افتاده یا خواهد افتاد؟
برای جواب به این سوال بدترین اتفاقی که تو ذهنت هست و همیشه ازش وحشت داری رو تصور کن و با این اتفاق مقایسه ش کن،
مطمئنم الان دوست داری هزار بار خدارو شکر کنی.