وقتی درد و بیماری رنجورت کرده…

اول از همه باید بیماریتو با دلو جون قبول کنی.

می دونم الان می پرسی مگه همچین چیزی میشه؟

جواب من اینه که بله خوبم میشه.

خودتم می دونی که چه بخوای چه نخوای این بیماری بیخ ریش خودته پس به جای آه و ناله و غرغر کردن که هم خودتو کلافه می کنه هم بقیه یکم باهاش مهربون تر باش.

حالا بهت میگم چه جوری…

مثلا اگه پات درد می کنه بشین باهاش حرف بزن اونم بخشی از وجودته مطمئن باش حرفاتو می فهمه،

“بهش بگو یه عمر در خدمت من بودی منو هر جا دوست داشتم برم بردی حالا اصلا نگران نباش تا جایی که بتونم ازت مراقبت می کنم و بهش قول بده که کارایی که اذیتش می کنه انجام ندی و هر کاری از دستت بر میاد برای بهبودیش انجام بدی”

حالا که قشنگ حرفاتو  زدی برو یه جای آروم بشین چند تا نفس عمیق بکش،

به اعضای سالم بدنت از نوک سر تا نوک پا فکر کن و به خاطر سلامتشون از خدا قدردانی کن،

حالا میبینی که اعضای سالمت خیلی بیشتر از مریضیاتن،

به نظر من که حسسسابی جای شکر داره.