وقتی خاطرات گذشته اذیتت می کنه…

همه ی آدما بلااستثنا روزهای تلخ و شیرینی رو پشت سر گذاشتن پس  این که فکر کنی تنها تو گذشته ی تاریکی داشتی سخت در اشتباهی اگه خیال می کنی من اشتباه می گم یه ذره واسه شنیدن درد و دل آدما وقت بزار تا به حرف من پی ببری

اما اشتباه بزرگ ما اینه که روزای قشنگمون رو با خاطرات تلخ گذشته تباه می کنیم.

برای اینکه از شر خاطرات تلخ رها بشی…

اول از همه یه کاغذ و قلم بردار و هر خاطره ای که اذیتت می کنه رو بنویس،

حین نوشتن نامه می تونی گریه کنی، داد بزنی هر کاری دوست داری بکن و از هیچ کس خجالت نکش

البته نیم ساعت بیشتر وقت واسه گریه کردن نداری،

حالا که وقتت تموم شد نامه رو بزار جلوت و نگاش کن،

از خودت بپرس کاری از دستت بر میاد که گذشته رو عوض کنی؟

پس بیشتر از این خودتو اسیر خاطرات تلخت نکن،

خاطرات بد مثل یه گاری سنگین و سیاه میمونه که شما ناخودآگاه هر روز تو سربالایی زندگی با خودتون حملش می کنید.

این صحنه رو تو ذهنتون تصور کنید و رهاش کنید خودتون رو سبک کنید.

حالا وقتشه تمام نوشته هاتو با تمام قدرت پاره کنی و هر کاری که دوست داری باهاشون بکنی میتونی بسوزونیش می تونی مچالش کنی و برای همیشه دورش بندازی.

با صدای بلند بگو”فقط  و فقط به خاطر آرامش خودم رهات می کنم، چون من بعد از این همه سختی استحقاق آرامش رو دارم”